دستشوییشو میره توی چاهک حموم انجام میده.

+
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 23:43 توسط فاطمه
|
به نور نگاه کن،سایه ها پشت سرت خواهند بود.
+
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 23:14 توسط فاطمه
|
دنیا با او بهتر از بهشت بدون او است.
هر جا که او بود بهشت بود.
(نوشته مارک تواین.از خاطرات آدم و حوا)
+
نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 1:58 توسط فاطمه
|
دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است.
+
نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:20 توسط فاطمه
|

ادامه عکس ها را هم ببینید.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:35 توسط فاطمه
|
عینک نمی زد که نگن عینکی.
یه روز چاله جلو چشمش رو ندید و زمین خورد
از اون روز به بعد
چلاق صدایش می کردند.
عملیات
یه بار دیگه نقشه رو مرور کرد
منتظر فرصت مناسب بود
دیگه موقع عملی کردنش بود.
حرکت کرد و آروم آروم
از بین چند تا مانع رد شد
کسی نبود بالاخره رسید
تا دستشو دراز کرد
>اون سیب زمینی ها ماله شامه...
ناخنک نزن بچه
عملیات لو رفته بود.
+
نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 9:51 توسط
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 23:45 توسط
|
در نظر آنان که پرواز را نمی فهمند ،تو هرچه قدر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد.
(جمله از این وبلاگ می باشد.)
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 2:40 توسط
|
ماهواره امید:الان من باید چیکار کنم؟
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 2:6 توسط
|
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست. بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابــر آن چهره مشعشع تابانم آرزوست
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
+
نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت 23:30 توسط
|